احمد مجد الاسلام كرمانى

6

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

بدهم و از آنجا بفرستم بآقا شيخ يحيى و ديگران هم اطلاع بدهيم همين كه آنجا رسيدم معلوم شد شمس الحكما بى خبر از حادثه به طرف مجلس رفته منهم در همان جا ماندم و آدم خودم را فرستادم برود كسب اطلاعى بنمايد و قريب نيم ساعت آنجا نشسته بودم و انتظار وصول اخبار را داشتم يك مرتبه صداى شليك تفنگ بلند شد و نيم ساعت طول كشيد بعد خاموش شد در اينموقع شمس برگشت و اطلاعات خود را اينطور شرح داد كه من بقاعده معموله همه روزه رفتم دم سبزه‌ميدان كه آنجا سوار تراموا شده بمجلس بروم ديدم ازدحام مردم بسيار است ولى تراموا كار نميكند لهذا پياده رفتم تا حوالى در ارك در خيابان ناصريه رسيدم آنجا ديدم چند نفر قزاق فرار ميكنند مردم هم به حالت اضطراب فرار ميكردند يكى از آشنايان را ملاقات نموده سبب پرسيدم اجمالا گفت در مجلس نزاع شده و از اين طرف نميتوان عبور كرد منهم برگشتم و از طرف حياط شاهى به طرف پامنار رفتم حوالى بازار پامنار كه رسيدم همين اوضاع ناصريه را مشاهده كردم بعلاوه چند نفر از وكلا را ديدم كه بعجله برميگردند و به من هم گفتند برگرد كه مجال رفتن نيست و احدى را راه نميدهند پرسيدم تفصيل چه شده گفتند : محاصره مجلس امروز صبح قزاق زيادى آمده اطراف مجلس را احاطه نموده و كسى را اجازه ورود بمجلس نميدهند در اين ضمن آقا سيد جمال افجهء كه يكى از بزرگان علماى طهران است با اتباع خودش بمجلس ميرفته از طرف پامنار قزاق

--> - وكالت بايد از روى واقع و صحت باشد نه به اسباب چينى شما به حضرت و الا تلگراف كنيد از محبت شما ممنون شدم ولى وكالت را قبول نمىكنم اگر مردم راضى باشند و شما هم مايل باشيد برادرم شمس الحكماء را وكيل كنيد كه هم براى خدمت به ملت خوب است و هم زبان خارجه ميداند و هم ضمنا ديدنى از من بكند ، ص 205 « در تلاش آزادى » تأليف دكتر باستانى پاريزى